غلامعلى صفايى
373
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
استفهام نيست و به معناى « قد » است و ما جواب مىدهيم كه اين شعر به سبك ديگرى نيز نقل قول شده است كه به جاى همزه « أم » منقطعه به معناى « بل » روايت شده است پس اين شعر دو احتمال دارد و مىدانيم كه دليل و حجت ادبى نمىتواند محتمل باشد و حتى بنا بر قبول صحت روايت وجود همزه ، مىگوئيم اين شعر از اشعار شاذ و نادر الاستعمال زبان عرب است و با عبارات نادر الاستعمال نمىتوان حكم نحوى را اثبات كرد و علاوهبرآن مىتوان گفت كه دخول دو كلمه هم صنف اشكال ندارد زيرا در مورد تأكيد ، اجماع آنها مانعى ندارد ، مانند قول مسلم بن معبد از شعراى صدر اسلام : فكيف بهم فإن أحسنت قالوا * أسأت و إن غفرت لهم أساؤوا « فلا و اللّه لا يلفى لمابي * و لا للمابهم أبدا دواء » « 1 » شاهد : در دخول لام جاره بر مشابه خود در « للما » است كه لام دوم تأكيد لام اول است . بنابراين هرسه دليل كسانى كه قائل هستند « هل » به معناى « قد » است باطل مىباشد . تركيب شعر : فاء براى نتيجه است و « لا » تأكيد مقدم نفى جواب قسم بوده ، واو براى قسم است و « اللّه » مجرور آن و جار و مجرور متعلق به « اقسم » مقدر و جمله « لا يلفى » جواب قسم و « يلفى » فعل مجهول و « دواء » نائب فاعل آن و « لما » متعلق به آن و « ما » موصوله و « بي » متعلق به « يكون » صله آن ، واو عاطفه و « لا » زائده « للماء بهم » عطف بر « لمابي » و « ما » موصوله و « بهم » صله آن است و « أبدا » ظرف « يلفى » است . معناى شعر : « پس قسم مىخورم به خدا كه پيدا نمىشود دوائى براى آنچه كه در من است و براى آنچه در آنان است ابدا » كنايه از دشمنى و عداوت بين شاعر و دشمنان است .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 505 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 143 ، الإنصاف : 1 / 300 ، حاشية الصبان : 3 / 83 ، أوضح المسالك : 3 / 29 .